سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

104

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

مولاى شما هستم با آنكه شما از گروه عرب مىباشيد ؟ در پاسخ گفتند : به دليل آن كه در روز غدير خم از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيديم مىفرمود : « من كنت فانّ هذا مولاه » « رياح » گويد : پس از آنكه گروه مورد نظر از حضور مبارك مرخّص شدند ، دنبال آنان رفته و از كسانى پرسيدم كه اينان از چه تيره‌اى هستند ؟ گفتند : از مردم « انصار » هستند . مؤلف گويد : « احمد بن حنبل » پس از اندك فاصله‌اى و با تغيير مختصرى ، حديث مزبور را به طريق ديگرى روايت كرده است و « هيثمى » هم در [ مجمع 9 / 103 ] روايت كرده و مىافزايد : حديث مزبور را « احمد » نقل كرده است . « طبرانى » هم بنقل آن پرداخته و در روايت « طبرانى » آمده است كه عده‌اى از حاضران گفتند : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيديم مىفرمود : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه » سپس براى تأييد گواهى خويش گفتند : اينك اين شخص ، « ابو ايوب » است كه گواهى ما را امضاء مىكند . در همان موقع ، « ابو ايوب » صورتش را با عمامه‌اش لثام كرده بود ، عمامه و لثام از چهره برداشت و گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود « من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه » . « طبرانى » گفته است كه رجال احمد حديث از ثقات هستند . [ همان كتاب 5 / 350 ] به سند خود ، از « ابن بريدة » از پدرش روايت كرده است كه گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ما را تحت فرماندهى حضرت على عليه السّلام به يكى از سريّه‌ها ( جنگهائى را كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در آنها شركت نداشته است « سريّه » مىگفتند ) گسيل داشت . در مراجعت از جنگ ، بحضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدم و مطابق با روال هميشگى ، سؤال فرمود كه در اين مسافرت صاحب خودتان على عليه السّلام را چگونه يافتيد ، و رفتار او با شما چگونه بود ؟ عادت من آن بود هر گاه با كسى گفتگو مىكردم سر به زير مىافكندم و به سخن خود ادامه مىدادم ، اينجا هم